آنقدر دلم تنگ است که یادم می‎رود چه بلایی سرم آورده‎ای!

یک روز صبح
قبل از اینکه به آینه چشم بدوزی
تلفن همراهت را بردار و سلامم کن!
و به رسم عادت شیرین گذشته…
عکس خواب آلودت را برایم بفرست!
مگر می‎توانم قربان صدقه‎ات نروم؟!
قول می‎دهم هیچ چیز به روی خودم نیاورم!
و انگار که همین دیشب…
خیلی بی حاشیه و صمیمانه
هم را بوسیده و شب بخیر گفته‎ایم!

خیالت راحت
من آنقدر دلم تنگ است
که یادم می‎رود چه بلایی سرم آورده‎ای!

👤 علی سلطانی


نوشتن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

در حال بارگذاری
عنوان منو